السيد الخميني
177
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
و آله - و مثل ايذاء مؤمن و سبّ او و هتك ستر و كشف سرّ او ، و غير اينها كه هر يك از آنها براى هلاكت انسان سببى مستقل است . و بدانكه داخل است در نفاق و دورويى كنايات و اشارات و غمز و لمزهايى كه بعضى نسبت به بعضى دارند ، با آنكه در مقابل آنها اظهار دوستى و صميميت كنند . و انسان بايد خيلى مواظبت از حال خود كند و در اطوار و اعمال خود دقيق شود كه مكايد نفس و دامهاى شيطان خيلى دقيق است و كمتر شخصى مىتواند از آن نجات پيدا كند . ممكن است انسان با يك اشاره در غير موقع يا يك كنايهء بىجا از اهل دورويى و دو زبانى به شمار آيد . و شايد انسان تا آخر عمر مبتلاى به اين رذيله باشد و خود را صحيح و سالم و پاك و پاكيزه پندارد . پس ، انسان بايد مثل طبيب دلسوز حاذقى و پرستار شفيق مطلعى از حالات نفس و اعمال و اطوار خود مواظبت كند ؛ و هيچگاه از مراقبت كوتاهى نكند و بداند كه هيچ مرضى از امراض قلبيه مستورتر نيست و در عين حال كُشندهتر نيست ؛ و هيچ پرستارى نبايد شفيقتر و دلسوزتر از انسان به خودش باشد . فصل در علاج نفاق است بدانكه علاج اين خطيئهء بزرگ و نقص عظيم دو چيز است : يكى تفكر در مفاسدى كه مترتب بر اين رذيله است : چه در اين دنيا كه اگر انسان به اين صفت معرفى شد ، از انظار مردم مىافتد و رسواى خاص و عام مىشود و بىآبرو پيش همهء اقران و امثال مىگردد و از مجالس خود طردش كنند و از محافل انس باز ماند ، و از كسب كمالات و رسيدن به مقاصد باز ماند . و انسان با شرف و وجدان بايد خود را از اين ننگ شرفسوز پاك كند كه گرفتار اين ذلتها و خوارىها نگردد . و چه در عالَم ديگر كه